و صل الله علي محمد و آله الطاهرين
كه سايه پرور سيمرغ بود دستانش
كشيده قرعه بنام تو مسجدالاقصي
چه قرعه اي است كه قرائت كني به قرآنش
شهيد زنده مثالش رئيس جمهوري
كه دست داده به قرآن كه جان به قربانش
فروردين 1363
استاد شهریار

بسم الله الرحمن الرحیم
اسرائیل آمد...
اسرائیل با دستان پر آمد ، اسرائیل نه با شمشیر از رو بسته
که با تیغ هایی از نیام کشیده آمد...
و چه خواب خوشی است ما را...
وای از این همه درد...
ببین که سر به لاک خویش فرورفته ی ما را چگونه بر دار کنند
و نه در پی تکرار تاریخ که دنبال استمرار آنند ،
که اینبار نه از قفا که از جفا نیز، حق را پیش چشم عالمیان ،
سر ببرند و بر سر نیزه کنند...
مرگ باد شما را که دستانتان آنقدر خالی است ، که از برای اثبات آن منِ ضاله ی خود ،
در پی تکفیر حقیقت هستید...
وای از این همه درد ...
ببین که اینبار فقط میل به بازیچه ساختن من و تو راضی شان
کرد ،
مگر چند بار قرار است قرآن را بر سر نیزه کنند ؟؟؟
این چه خوابی است که ما را رها نمیکند...؟؟؟
وای بر من به ظاهر مسلمانِ به زبان شیعه ی بد بخت...
چند داستان و چند کتاب و چند موسیقی و فیلم و شبکه و سایت
دلنواز وگوش نواز و چشم نواز و دلربا برای بروز نهایت خریتمان کافی...
برای به جان هم افتادن و منسی شدن اصول کافی ،برای مباحث مدرن
و بر منبر رفتن هایمان کافی...
کافی برای اعتماد و سر سپردن و گوش به دهان گذاشتن ناپاکان و نا اهلان و نابخردان ...
آنقدر پا به قید و چشم و سر مشغول به امور پست باشیم که
خاکستر قرآن را هم اگر بر باد دادن برایمان ساده انگار کند...
اما اگر فلان خواننده سر گود نشین ، سر مرگ بر زمین نهاد ،
عزا بگیریم که کجاست لب و نوایی که با طنازی تکرار کند قرآن را و
بخواند که ربنا تٌزِغ شد قلوب ما و بر باد رفت قرآن...
چه باک هر بلایی سر اصل و پیام قرآن آمد؟؟؟
اما اگر فلان ناکس خرش به بیراهه رفت ، پست بگذاریم و نظر بدهیم و بیانیه صادر کنیم
و پی چند و چونش باشیم...
اما کجاست کسی که دندان های سگان گرگ صفت ، لجام گسیخته ی تاریخ
را آلوده به خون شیعیان و مسلمین ببیند؟؟؟
کجاست چشمی که ببیند که این ناپاکان حیوان صفت ، گوی سبقت خوی سباع ،
از بهایم نیز ستانده اند؟؟
آری ، اسرائیل آمد ...
با همه ی یارانش آمد...
نه با چوب و چماغ که با فکر آمد...
حال چه فرقی که خمینی در گوش تاریخ فریاد بزند
و چه حقیربه ظاهر مسلمانی چون من...
که اینان اگر انگشت بر بحر هم زنند ، بحر را هم نجس میکند
دریغ و درد که این حرفا آهن سرد کوبیدن است و در پی اش یاسین ...، به نیزه سپردن...

بسم الله الرحمن الرحیم
تا كى بايد قدس شما در زير چكمه تفاله هاى امريكا، اسرائيل غاصب پايكوب
شود؟ تا كى سرزمين قدس، فلسطين، لبنان و مسلمانان مظلوم آن ديار در زير سلطه
جنايتكاران به سر برند و شما تماشاچى باشيد، و بعض حكام خائن شما آتش بيار آنان
باشند؟ تا كى قريب يك ميليارد مسلمان در جهان و قريب صد ميليون عرب
با كشورهاى وسيع و ذخاير بىپايان، شاهد چپاولگريهاى شرق و غرب و
ستمگريها و قتل عامهاى غيرانسانى آنان و تفاله هاى آنان باشند؟
تا كى به جاى مقابله با دشمنان اسلام و براى نجات قدس از اسلحه گرم و قدرت نظامى و
الهى غفلت نموده و با كارهاى سياسى و برخوردهاى سازشكارانه با ابرقدرتها وقت
گذرانده و به اسرائيل مهلت جنايتهاى بىامان
داده و شاهد قتل عامها بايد بود؟
آيا سران قوم نمىدانند و نديدهاند كه مذاكرات سياسى با سياستمداران قدرتمند
و جنايتكاران تاريخ، قدس و فلسطين و لبنان را نجات نخواهد داد و هر روز بر
جنايات و ستمگريها افزوده خواهد شد؟ بايد براى آزادى قدس از مسلسلهاى
متكى بر ايمان و قدرت اسلام استفاده و بازيهاى سياسى را كه از آن بوى
سازشكارى و راضى نگه داشتن ابرقدرتها به مشام مىرسد كنار گذاشت.
بايد ملتهاى مسلمان خصوصاً ملت فلسطين و لبنان، كسانى را كه با مانورهاى سياسى
وقت گذرانى مىكنند، تنبه نموده و زير بار بازيهاى سياسى كه نتيجهاى جز زيان و
ضرر براى ملت مظلوم ندارد نروند.
تا كى اسطورههاى دروغين شرق و غرب، مسلمانان قدرتمند را مسحور نموده و
بوقهاى تبليغاتى ميان تهى، آنان را وحشتزده مىنمايد؟
مسلمانان جهان بايد روز قدس را روز همه مسلمين، بلكه مستضعفين بدانند و از آن
نقطه حساس در مقابل مستكبرين و جهانخواران بايستند، و تا رهايى مظلومان از زير
ستم قدرتمندان از پاى ننشينند. و مستضعفان كه اكثريت قاطع جهان را تشكيل
مىدهند مطمئن باشند كه وعده حق تعالى نزديك است و ستاره نحس مستكبران رو به
زوال و افول است اميد است با زنده نگه داشتن اين روز، بى تفاوتيها زايل شود
و غفلتها مرتفع گردد. و با قيام ملتهاى شريف، بعضى از سران خائن را كه به رغم
مسلمانان و اسلام، دست در دست اسرائيل و چشم به فرمان امريكا برخلاف مصالح
مسلمين به زندگانى سياسى ننگين خود و به زندگى جنايت بار خويش ادامه مىدهند،
از صحنه خارج و در گورستان تاريخ مدفون نمايند.

این الاحرار...؟
اف بر ما آدمیانی که انسانیت و آزادگی را یدک میکشیم!
اف بر مایی که حریت از پای بستگان عالم طلب میکینم
و به لب و با شک داد حریت سر میدهیم!
اف بر قلبی که خوی سباع و درندگی حاکم بر وجودش است
و هنوز هم ادعای آدمیت دارد!!
اف بر آن حقی که برای بشر قائل شدید
که به تحقیق کمتر از حقوق بهایم و چهارپایان است!
اف بر شما ناجیان حقوق بشر!
اف بر ظالمینی که پیش چشم جهانیان آدمیان را سلاخی میکنند!
و اف بر برادر نمایی که داد از ظالم قدر یک فریاد بر سرش هم نمیستاند!

بسم الله الرحمن الرحیم
راه سبز امید!!!
همش تقصیر راه سبز این بنده خدا بود که تن به نوشتن این مطلب دادم
حالا برادران امید ، اضغر ، اکبر و هر کس دیگه که راهش سبزش
ناکام مونده پیش خودش چی فکر میکنه؟؟؟
(با سپاس از خواهرانمون سوسن و شهلا و مهلا و جمیع خواهرای همیشه در صحنه)
من که پیش خودم میگم ، خوب شد دری به تخته ای به اسم انتخابات خورد
تا دستی از غیب محکم بزنه پس کله ی بعضی ها (اسمشون رو نبر )
تا بهانه داشته باشن تا با صوت جمیلشون هرچی
از مخیله ی مبارکشون گذشت رو به دهان جاری کنن(البته بی فکر هم نبودا)
و از اونور آب هم چهارتا از ممالک کله پوک جیغ جیغ کنن که
عجب جنبشی ، تبارک الله و ناز شستتون!!!
بزنید و بشکونید ولی اسراف نکنید تا باقی اش رو بگیم!
مخمل خان (همون که جای لیدر جنبش انداختن جلو)
هم همونطور هاج و واج موند که ای بابا ،
حالا ما یه چیزی گفتیم ، شما چرا پی اش رو گرفتین؟
این وسط چی گیر جماعت جنبشی و غیر جنبشی اومد و باقی مردم اومد؟؟؟
ولی برای من جالب فتاوی و احکامی صادره ای بود که
اون آمریکای شیر پاک نخورده و اون اسرائیل معلوم حال میدادن!!!
شیطونه میگفت همه رو ول کن فقط اینا رو نگاه کن که چه جوری
خودشون رو میزنن!
کاسه ی داغ تر از آش ، دایه مهربون تر از مادر یا مثل این
پول بگیرایی که تو بهشت زهرا جو میگیرشون و خودشون رو بدتر
از صاحب عزا میزنن و به خاک و خون میکشن و به در و دیوار میکوبن!!!
لازم نیست خیلی سیَاس و اهل مسائل باشی
از یه بچه هم بپرسی میگه که اونا هم دلشون برای ما نسوخته
خودم خسته شدم از بس این حرف رو گفتم و شنیدم که
هر جا دیدید دشمن از شما حمایت کرد بدونید گره ای به کار دارید...
القصه
از جنبش میگفتیم
مخمل خان و دوستانش هم خودشون نمیدونستن دنبال چی هستن؟
قانون هم که کف خیابون نریخته بودن و ماده و تبصره ای هم هنوز بابت
سوزوندن سطل آشغال های آقای قالی باف هنوز تصویب نکرده بودن.
کبریتی که دست این بچه ی شیطون افتاده بود ، روشن نشد ،
وگرنه اگر روشن میشد ،
کبریت می سوخت و می سوخت و می سوخت ،
تا به دستش برسه و اونوقت بود که بیدار میشد و چشم باز میکرد
و همه چیز رو از کف رفته میدید...
کاش جور دیگه رقم میخورد...
ولی الان دوست و دشمن همه فهمیدن که
المومنون اخوة
دستی به جام باده و دستی به زلف یار
رقصی چنین میانه ی میدانم آرزوست...
بسم الله الرحمن الرحیم
اِسمَع اِفهَم یا فلان بن فلان
به قول حاج اسماعیل خان دولابی کسی که یه عمر زنده بوده
و نشنیده و نفهمیده چطور وقتی میمیره قراره بفهمه؟؟؟
شاید ما قراره بفهمیم و متنبه بشیم!!! شاید قراره که ما چشم
و گوش به حقایق باز کنیم! یا شایدم قرار به بیداریه...
کاری که انگار اصلا برای این آدم دو پا خوشایند نیست...
نمیدونم ، ولی انگار خیلی سخته به حق تمکین کردن ، سخته
پیش محق گردن خم کردنو اقرار و اعتراف به اشتباه...
از تمکین به حضرت حق تا حق عبد به جمع وحق عبد به عبد...
انگار همه چیز برای تظاهر یه شخص به خواب به یاری هم میاد .
کبر و نخوت علت میشه یا ترس از تحقیر؟؟
تمنای حریت!اونم از دشمن آزادگی!
تاریخ چقدر تکرار بشه تا بشه مایه ی عبرت ما؟؟؟
بیچاره نمیدونه که از حُریّت تا خریّت راهی نیست.
درد خودش رو هم نمیدونه که کنارش بذاره
چیزی که به حول و قوه جریانی به اسم و بی رسم اصلاحات
دامن گیر این کشورهم شد
از اصلاحات رضا خانی بگیر تا دنباله اش تا به امروز،
که به قهقرا رفت و به موزه ی تاریخ سپرده شد
همه با هم برای حذف دین !!همه با هم برای تخریب انقلاب!
پروژه ناتمام رضا خان رو تمام کردن!تجدد به بهای دین!
تخریب انقلاب هم انگار با خودمونه!!
کاش امام بود تا باز میگفت که نگذارید این انقلاب
به دست نااهلان بیوفتد!کاش میدید که چه ارزان انقلاب
رو به انضمام حقایقش چه راحت داشتن
به لبخند دشمن میفروختن...
انقلابی که با خون جوونا جون گرفت رو به زیبایی تمام به دست
یه مشت نااهل نادان داشتن از پا مینداختن!
حالا چقدر بگن ، اِسمع تا بلکه فهمیدی یا فلان بن فلان!!
شاید مرگ بیدارمون کنه...
بسم الله الرحمن الرحیم
1 - توبه نامه :
ماه رمضونه اومد و بساط توبه و بازگشت و اقرار به گناه هم جوره جوره!
فرصت رو غنیمت شمردم تا درد دلی کنم .حقیقتش غرض ار عرض این مطالب
محضر شریفتون ، طلبیدن حلالیت هست و بس!از همه ی کسایی که این مدت
به بحث و کلام و نقد ما انگار توهینی به درگاه شون شده و انگ کفر و
نامسلمونی با چهار خط مکتوب این حقیر بهشون چسبیده شده .
شروع میکنم به طلبیدن حلالیت از جمیع خلایق مخصوصا ، آقای مهندس موسوی
(به خاطر صفات قبیحه ی پیرشده ،نا اهل ،اسباب بازی و...) آقای محمد خاتمی
( به خاطر صفت قبیح به ظاهر جمیل ممد تمدن )حجت السلام و المسلمین
مهدی کروبی(به خاطر صفات حجت الامسال ، پاک لوح و...)و حلالیت مخصوص رو
مطلبم از آمریکا و اسرائیل و انگلیس وجناب هاشمی رفسنجانی و خانم رهنورد
وسایر خلایق .(مشایی شانس آورد که به این مطلب من نرسید)
خدا رو چه دیدی ، شاید ما سخت در اشتباه باشیم...این عبد حقیر از درگاه خداوند منان طلب مغفرت کرده و امید به بخشایش دارم
باشه که دوستان نظر عنایت از این بنده ی خطا کار برداشته و در حق این بنده و
محض آمرزش جمیع گناهانم طلب عفو و مغفرت کنند .
نا گفته نمونه راه برای همه بازه...
خطاب به عزیزان عرض میکنم : ببخشید اگه مصادیق عینی اسلام و
مسلمین حقیقی جسارتی کردم...
امیده که هنوز هم در جمع مسلمانان واقعی برام راهی باشه
اشهد ان لا اله الا الله و اشهد ان محمد رسول الله و اشهد ان علی حجته الله
باشه که همه از گذشته ی خودشون توبه کنن .
(توبه و بازگشت وظیفه ی ما بود حتما که کردیم )
2- با این توصیفات و با نظر به اینکه انگار کردم اباطیل این حقیر از باب بث الشکوه
و طرح مساله کافی بوده تا حالا ، وظیفه میدونم که قصد و غرض و هم و غم
خودم رو صرفاً صرف راه حل ها و بعد دوم و طرف دیگه ی داستان مظلومیت
حاکم کنم و به زبان الکن و با بیان ناقص و در حد توانم به عرض عقاید خودم در
این قاب و شاکله بپردازم .اگر عمری باقی بود...
اللهم اشغل ظالمین بالظالمین بحق محمد و آله الطاهرین
یا حق
خیر نبینی فتنه!
فتنه هم بود فتنه های قدیم ! با شعور بودن فتنه ها ! و البته هدفمند !
ناراحت نشو ، تو هم بی خیر و برکت نبودی ! به خاطر گل روی تو ، لندن ضرب
گرفته بود و باراک بشکن میزد ، آلمان عربی میزد و تل آویو هم که کاری نداشت
عربا رو میزد !
خلاصه همه میزدند ! آنور آبی و اینور آبی !
آنها ضرب و اینها هم ضجه! یادش بخیر !زمان ممد تمدن!آخه اون موقع ها چماغ
به دست ها هم با الان کلی فرق داشتن.اونوقتا هم چماغ به دست ها ی
حاضر با اوراق(اوراق خوب)خودش رو داشت! اون زمان ها هم ،
ساندیس میدادن!
با یه حساب سر انگشتی (دقیق بشی گندش در میاد)اگه اون روزا ممد پنج تا
ساندیس رو به به چهار نفر دم دستش میداد ، اونا هم نوش جان میکردن و
نی اش هم خلال ، الان محمود با یه دو دوتا چهارتا و با حساب نرخ تورم اعلامی
ننه جون ، که میکنه به عبارتی دویست سیصد تا ساندیس ، (خدا حفظت کنه
محمود آخه کی بخوره و کی نگاه کنه!) که ما و بچه های دیگه چون تشنه تر
بود خوردیم و نی اش رو هم کردیم تو چشم اونوریا ! تا اونا باشن دیگه
چشمشون به دست ما نباشه !
این وسط به باکلاسا و سوسولا که ساندیس خورهم نبودن نرسید و همین شد
که یه عده رفتن سراغ رانی شیخ نشینا و کوکاکولای اونور آبی ها!ما هم
که صدتا ساندیس و گلدیس و بهنوش و از این صحبت ها رو به یه قوطی
کوکاکولا نمیدادیم اینجا زمین گیر شدیم.
آقا ما یه ساندیس خوردیما ! خواجه حافظ شیرازی نفهمیده بود که اونم فهمید
و اومد به خواب بچه ها که :
حافظ از جور تو(مسئول پخش ساندیس)حاشا که بگرداند روی
من از آن روز که ساندیس میگیرم آزادم...
ممد از پول تو حاشا که بگرداند روی...
باراک از خون تو حاشا که بگرداند روی...
(عجب خواب آشفته ای)
بذار بگذریم تا سیاسی نشده خواب هامونم !منو ننه جون رو چه به سیاست!
ننه جون رو نمیدونم ولی درد من غریب کشی دینم بود!
حالا ما موندیم یه فتنه نا کام ! چه خوش گفت ممد که بزنیم چشمش
رو در بیاریم !
اما گیرم که چشمش رو هم درآوردیم!کی تاوان اون همه خسارت رو میده !
کی اون بچه بسیجی که خونش رو فدای دین اش کرد ، تا نباشه و نیاد روزی
که دوباره آمریکا ازمون اشکال شرعی بگیره و اسرائیل برامون فتوا صادر کنه ،
رو به مادرش برمیگردونه !
مونده بودم به کار جماعتی که ریخته بودن کف خیابونا!که چرا از کل پرچم اون
وسطش رو یادشون رفت !که از اصل شعار انقلاب وسطش رو از قلم انداختن !
که جهوری خواه شدن از نوع ایرانی اش! دلم هنوزم که هنوزه برای
همشون میسوزه !کاش میشد به گوش همشون ، از اون پیرشده حسین
گرفته تا حجت الامسال و اون ممد تمدن ،داد بزنم که ای وامونده ها
کورید یا کرید که ناله ی امام رو که هنوز توی تاریخه رو فراموش کردید که
" اسلام درخطر است" که "علمای اسلام به داد اسلام برسید" که ...
اسلام قصد نبود شاید ، شاید خواهان اسلامی متفاوت بودن !
اسلامی با حرفای نو! اسلامی آزادتر!اسلامی متجددانه و مدرن تر !
یا شاید اسلامی آمریکایی...
ای وای از این همه درد...
طرف به من میگفت برای حرفات سند بیار که این جماعت این کاره اند ،
به همه همینجا که خدا هم شاهده میگم :
برای من اشکال به کار این جماعت ، همین قدربس که همینها بودن که
دل دشمن ازلی و ابدی ما رو شاد کردن...
لبخند به لب کسایی که دستشون به خون پاک مسلمونا و شیعه ها
آلوده بود نشوندن...
شاید راه برگشتی هنوز باز باشه
رحم الله من...
والسلام
کلام امام و عقاید ایشان ، حقایقی گم شده ای هستند که در خلال زمان و در
ایام فتنه مستمسک دست معماران صغیر فتنه و انصار از همه جا
بی خبرشان بود تا به سیر فریبگری مردم و خصوصا جوانان ادامه دهند .
فی الواقع تحریف کلام امام ، همسو با اهداف شوم و مقاصد منحوسشان .
هرچند طولانی و وقت گیر تمنا دارم تا وقت بذارید و این قسمت از
وصیت نامه امام رو که خطاب به اقلیت کور و کری که قصد فراموشی
عقبه و اهداف واقعی انقلاب هست رو قرائت بفرمایید
بنا بر اقتضا و با لحاظ حوصله ی دوستان سعی به کوتاهی مطلب شده
امام فرمودند :
و نویسندگان متعهد به کمک ملت برخیزند و دست شیاطین توطئه گر را قطع نمایند.
و از همین قماش توطئه ها و شاید موذیانه یاتر ، شایعه ها ی وسیع در سطح کشور
و در شهرستان ها بیشتر بر اینکه جمهوری اسلامی هم کاری برای مردم انجام نداد.
بیچاره مردم با آن شوق و شعف فداکاری کردند که از رژیم ظالمانه ی طاغوت رهایی یابند
گرفتار یک رژیم بدتر شدند! مستكبران مستكبرتر ومستضعفان مستضعف تر شدند!
زندانها پر از جوانان كه امید آتیه كشور است می باشد و شكنجه ها از رژیم سابق بدتر
و غیرانسانیتر است ! هر روز عده ای رااعدام می كنند به اسم اسلام ! و ای كاش اسم
اسلام روی این جمهوری نمی گذاشتند! این زمان از زمان رضاخان و پسرش بدتر است !
مردم در رنج و زحمت و گرانی سرسام آور غوطه می خورند . و بسیاری دیگر از این قبیل
امور كه با نقشه اجرا می شود و مع الاسف بعض روحانیون كه از حیله های
شیطانی بیخبرند با تماس یكی - دو نفر از عوامل توطئه گمان می كنند
مطلب همان است.
و فحاشی برنخیزید؛ و به حال این اسلام غریب كه پس از صدها سال ستمگری
قلدرها وجهل توده ها امروز طفلی تازه پا و ولیده ای است محفوف به
دشمنهای خارج وداخل ، رحم كنید. و شما اشكالتراشان به فكر بنشینید كه
آیا بهتر نیست به جای سركوبی به اصلاح و كمك بكوشید؛ و به جای طرفداری
از منافقان و ستمگران و سرمایه داران و محتكران بی انصاف از خدا بیخبر،
طرفدار مظلومان وستمدیدگان و محرومان باشید؛ و به جای گروههای آشوبگر و
تروریستهای مفسد و طرفداری غیرمستقیم از آنان ، توجهی به ترور شدگان از
روحانیون مظلوم تا خدمتگزاران متعهد مظلوم داشته باشید؟
اینجانب هیچ گاه نگفته و نمی گویم كه امروز در این جمهوری به اسلام بزرگ
با همه ابعادش عمل می شود و اشخاصی از روی جهالت و عقده وبی انضباطی
برخلاف مقررات اسلام عمل نمی كنند؛ لكن عرض می كنم كه قوه مقننه و
قضاییه واجراییه با زحمات جانفرسا كوشش در اسلامی كردن این كشورمی كنند
و ملت دهها میلیونی نیز طرفدار و مددكار آنان هستند؛ و اگر این اقلیت
اشكال تراش و كارشكن به كمك بشتابند، تحقق این آمال آسانتر و
سریعترخواهد بود. و اگر خدای نخواسته اینان به خود نیایند، چون توده میلیونی
بیدارشده و متوجه مسائل است و در صحنه حاضر است ،
آمال انسانی - اسلامی به خواست خداوند متعال جامه عمل به
طور چشمگیر خواهد پوشید و كجروان واشكال تراشان در مقابل این
سیل خروشان نخواهند توانست مقاومت كنند .
و این است حکایت بی خبری و نادانی...
امام میگفت :
هیچ وقت نخواهید دید که دو حزب در آمریکا باشد که یکی یا هر
دو حزب بر خلاف مصلحت امریکا عمل کنند ، شما دیدید این
مخالفتی که بین دو حزب در آمریکا بود و می خواستند یک
دسته ای ، یک حزب را برای خوشان رئیس جمهور کنند و آن
دسته هم یکی دیگر را ،بعد از آنکه آن یکی برد قضیه را و
رئیس جمهور شد ، آن حزب دیگر نیافتادند به جان او و
کارشکنی کنند ، تبریک گفتند و بلا اشکال مشغول خدمت هستند
برای کشور خودشان و با وحدت کلمه کشور خودشان را پیش
می برند . اما در ممالکی که توجه به مسائل ندارند و دیدهای
سیاسی ندارند ، اینها اگر چنان چه گروه هایی درست کنند و
احزابی درست کنند ، اینطور نیست که بعد از آنکه کاندید
یک حزبی در یک امری پیش برد ، دیگران بیایند تبریک بگویند و
کمک کنند او را . دیگران مخالفت می کنند و کارشکنی می کنند .
باید ملت بیدار شود ، باید این سران و دولت مردان
شم سیاسی پیدا کنند ، اینها شم سیاسی ندارند...
اما کجا بود گوشی که بشنود ...؟؟؟
عاقلی بود که درک کند؟؟
آقای مهندس موسوی چشم به کجا داشتی
و دل به نوای که داده بودی؟
خدا رحمت کند تو را...
اللهم عجل لولیک الفرج
اللهم صلی علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم

اینقدر حلوا حلوا کرد که دهنش شیرین شد
مهندس را میگویم (آن پیر شده حسین موسوی)
تنها که نبود ، با بانو! البته اصلا بی چاره را بازیش نمیدادند ، شده بود اسباب بازی!
ممد تمدن و دارو دسته و شیخ اکبرو دوستان(خانواده هم بودند ) و آخر صف
هم حجت الامسال ، شیخ مهدی پاک لوح!
گفتند و گفتند و گفتند ، که خودشان هم باورشان شد.
عقلشان هم به خودشان شک کرده بود!
ولی من عادت ندارم تا هر فریبگر از همه جا بی خبری ، لب به نام امام باز کرد دل
به دل و جانش بدهم!
امام من کسی بود که جانش را هم برای حفظ این انقلاب و اسلام ناب محمدی
می داد ، که نه حرف من ، که سال ها جهادش گواه بر این حقیقت است !
از عمل میگویم ! نه حرف!!!
اما ای آقایان ، شما چه گواه بر خود دارید؟
امام من با امام این نامردان یکی نیست!
میگویند حرمت عکس امام واجب بود یا یادگار امام ؟
( به خدا شرم دارم از نسل او بدانمش)!
من حرمت عکس امامم را بالاتر و بیشتر از حرمت نداشته این نااهلان میدانم!
بگذارید حرمت نداشته ی یادگارش را هتک کنند ، یادگاری که خود دلش
برای آبروی امام نمیسوزد به چه درد من و انقلاب و اسلام میخورد؟؟؟
آقای سبز!به برکت قدم نا مبارک شما و دوستان پشت پرده نشینانت ، دیگر
از بس از امام و عقایدش خواندم و سخنانش و فیلم هایش را
دیدم و شنیدم از حفظ شدم!!
دیگر چه نیازی به تو که بخواهی امام را به من بشناسانی!
گاهی شک میکنم که تو دوستانت آن دوران بوده باشید
و امام را درک کرده باشید!
خود بگو!به چه ایمان داری تا از آن برایت بگویم!
امام ؟ قانون ؟ یا خدا...؟
وای به روزگارت اگر امام زنده بود...
خواب بودی وقتی امام فریاد میزد که آب به آسیاب دشمن نریزید ، که
دشمنان قسم خورده ی این انقلاب را دلشاد نکنید؟؟؟
خواب بودی زمانی که امام می گفت ، همه باید از قانون پیروی کنند ولو به
خلاف نظر و عقیده شان؟؟
چه شد که در عوالم منحوست به جای تمکین به قانون تن به لشکرکشی برای
احقاق سی سال دوری از حق نبوده ی خود در این انقلاب ، به پا خواستی؟؟؟
چه در مخیله ات میگذشت که من قبل ماوقع خود را
محق بر این مسند دانستی؟؟
مگر قصدت خدمت به این خلق نبود؟؟؟مگر قصدت خدمت به اسلام و انقلاب نبود؟
چه فرقی داشت کجا و در چه مسندی باشی؟؟؟
پس بگو !! سنگ خودت را به سینه می زدی .
خدا رحمت کند تو را...
رحم الله من ...



امام هم از پیششان رفت و زود از کلامشان هم میرود...
درست 18 خرداد سال 60 بود که خمینی کبیر به شیطنت طلبان وقت نهیب زد که :
...و من باز به این آقایانی که میخواهند نطق کنند و اعلامیه دهند
و از این مزخرفات ، به همه ی اینها اعلام میکنم که برگردید
به اسلام ، برگردید به قانون ، برگردید به قرآن کریم. بهانه درست
نکنید که اسباب این شود که شما همه به انزوا کشیده شوید...
چه کسی بود که از روز اول نداند که عاقبت گردن گشی و لشکر گشی نه علیه
یک شخص یا حزب یا دولت که علیه یک انقلاب ، علیه باور های یک ملت ،
عیله اسلام و به تحقیق نشانه رفتن همه عقاید یک ملت
به کجا کشیده می شود...
چه بسا رویای ناکام آن مرد نامرد باور پذیرتر بود اگر به کلام امام خود تن می داد
بر کسی پوشیده نیست که ما جز به اسلام به هیچ چیز متعهد نیستیم
اسلام ناب محمدی
نه اسلام وارداتی مدرن ، از نوع امریکایی آن
چه شد که قبله نمای معماران صغیر فتنه واشنگتن و تل آوویو را نشان داد؟؟؟
اسلام و کلامی الهی ،
از جنس الفاظ و واژه های بزرگ مرد ابدی تاریخ خمینی کبیر
این آن چیزی بود که در قاموس این نامردان جایی نداشت
که اگر اینچنین بود ، به جای ساختن ، سوختن نصیبشان نمیشد...

و تاریخ دوباره تکرار می شود...


بلاتشبیه
1- بگم انقلاب ! (حالا مخملی یا هر چیز دیگه) رسم بر این بوده که تو هر انقلابی ، انقلابیون نوید یه ایده یا عقیده ، یا حاکم یا حاکمیتی بهتر از قبل رو میدن . یا من بد فهمیدم یا داستان از این قرار بود که از من و شما میخواستن که دست از ایران اونم از نوع اسلامی اش بکشیم که فکر کنم نه با ایرانش که با اسلام اش مشکل داشتن!! تامل...
2- به فرض اول : راهبر انقلاب ، بزرگ مردی مثل امام بود ،اما پشت این اتفاقات (مثلا اعتراضات ) چه کسایی و به چه نیتی نشسته بودند؟؟؟ تامل...
3- امام و انقلاب ، اسلام ناب نه از نوع وارداتی اش رو برامون به ارمغان آوردند ، ما حصل این همه قیل و قال چی بود؟؟؟ تامل...


